تا روی تو را ندیده بودم / چون بخت خود آرمیده بودم

در دامن عشق خفته ی خویش / دامن ز جهان کشیده بودم

گمنام و شکسته بال و خاموش / چون اشک به ره چکیده بودم

ای دیدنت آرزوی دلها / ای کاش تو را ندیده بودم

 

***

 

خوش آن روزگاران که یارم تو بودی / قرار دل بیقرارم تو بودی

جهان پر غزل بود و گیتی پر از گل / که چون تازه گل در کنارم تو بودی

نبودم به دل، گردی از ناامیدی / که در جان امیدوارم تو بودی

دلم بود خرم ز شب زنده داری / که در چشم شب زنده دارم تو بودی

گلم تو، می ام تو، سرودم تو، جان تو / امیدم تو، عشقم تو، یارم تو بودی

ز سامان کارم حکایت چه پرسی؟ چو آغاز و انجام کارم تو بودی