دو غزل زیبا از زنده یاد پژمان بختیاری
تا روی تو را ندیده بودم / چون بخت خود آرمیده بودم
در دامن عشق خفته ی خویش / دامن ز جهان کشیده بودم
گمنام و شکسته بال و خاموش / چون اشک به ره چکیده بودم
ای دیدنت آرزوی دلها / ای کاش تو را ندیده بودم
***
خوش آن روزگاران که یارم تو بودی / قرار دل بیقرارم تو بودی
جهان پر غزل بود و گیتی پر از گل / که چون تازه گل در کنارم تو بودی
نبودم به دل، گردی از ناامیدی / که در جان امیدوارم تو بودی
دلم بود خرم ز شب زنده داری / که در چشم شب زنده دارم تو بودی
گلم تو، می ام تو، سرودم تو، جان تو / امیدم تو، عشقم تو، یارم تو بودی
ز سامان کارم حکایت چه پرسی؟ چو آغاز و انجام کارم تو بودی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 10:0 توسط مهـــدی
|