ترجیع بندی شیوا و دلنشین از فخرالدین عراقی
ای روی تو شمع مجلس افروز / سودای تو آتش جگرسوز
رخسار خوش تو عاشقان را / خوشتر ز هزار عید نوروز
بگشای لبت به خنده، بنمای / از لعل، تو گوهر شب افروز
زنهار! از آن دو چشم مستت / فریاد! از آن دو زلف کین توز
چون زلف، تو کج مباز با ما / از قد تو راستی بیاموز
ساقی بده، آن می طرب را / بستان ز من این دل غم اندوز
آن رفت که رفتمی به مسجد / اکنون چو قلندران شب و روز
در میکده میکشم سبویی / باشد که بیابم از تو بویی
*****
ای مطرب عشق، ساز بنواز / کان یار نشد هنوز دمساز
دشنام دهد به جای بوسه / و آن نیز به صد کرشمه و ناز
پنهان چه زنم نوای عشقش؟ / کز پرده برون فتاده این راز
در پاش کسی که سر نیفکند / چون طرهی او نشد سرافراز
در بند خودم، بیار ساقی / آن می که رهاندم ز خود باز
عمری است کز آروزی آن می / چون جام بماندهام دهن باز
گفتی که: بجوی تا بیابی / اینک طلب تو کردم آغاز
در میکده میکشم سبویی / باشد که بیابم از تو بویی
*****
ساقی، بده آب زندگانی / اکسیر حیات جاودانی
می ده، که نمیشود میسر / بیآب حیات زندگانی
هم خضر خجل، هم آب حیوان / چون از خط و لب شکرفشانی
گوشم چو صدف شود گهر چین / زان دم که ز لعل در چکانی
شمشیر مکش به کشتن ما / کز ناز و کرشمه در نمانی
هر لحظه کرشمهای دگر کن / بفریب مرا، چنان که دانی
در آرزوی لب تو بودم / چون دست نداد کامرانی
در میکده میکشم سبویی / باشد که بیابم از تو بویی