علی بزرگ نیا ملقب به صدرالتّجار در مشهد تولد یافته ، مدت هشت سال به تحصیل علوم دینی پردخته و نزد فضلای معروف خراسان آن زمان تلمّذ نموده و زبان روسی و فرانسه را نزد معلمین خصوصی فرا گرفته است. وی در سال 1334 وارد جمعیت دموکرات خراسان شده و از آزادی خواهان آنروز شمرده میشد. قطعه و غزلی از اشعار وی در پی می آید :

***

ظفر ز مردم پُر کار و عنصر بی کار / سپرده راه هزیمت همیشه در پیکار

بدان که ارزش هر تن به قدر کار وی است / بهیچ چیز نیرزند مردم بیکار

همیشه مقصدخود را به دهر خواهی یافت / اگر که سعی و عمل را کُنی به خویش شعار

فسرده سر به گریبان فرو نهفتن چیست؟ / بپای خیز و دگر باره راه کار سپار

نگر که مردم مغرب زمین چه سبقت برد / ز همگنان چو شد از رنج کار برخوردار

بکار خاطر خود را همیشه کن مشغول / « به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار»

هماره عضو قوی راست برتری به ضعیف / که بر نظام طبیعت چنین فتاد مدار

همیشه تا که توانی طریق عزت پوی / که مرگ به بود از زندگی دون صد بار

چه خوش سرود همی رادمرد شاعر شرق / که روح پاکش با عزّ و فخر بادا یار

« چو مرد باشد پُر کار و بخت شد یار » / « ز خاک تیره نماید به خلق زرّ عیار »

***

به پیش آن دل چون سنگ ، ناله بی اثر است / که چاره دل بیچاره از ره دگر است

مکن به تیرجفا خسته مرغی ای صیاد/ که خود ز دام حوادث شکسته بال وپر است

به جرم آنکه چرا سوخت بال پروانه / همیشه شمع گذاران ز شام تا سحر است

به هر چه می نگرم یارم آید اندر چشم / به هر کجا که روم باز دوست در نظر است

به بوسه ای ز رخ دوست قانعیم که صدر / به خوان طلعت او میهمان ماحضر است