علی رضاخان ابراهیمی
میرزا علی رضاخان ابراهیمی ملقب به وکیل الدوله و متخلص به "دانش" در اسفند 1270 در کرمان تولد یافته است. مشارالیه در خدمت وزرات مالیه برقرار بوده است. اشعار دانش خیلی روان و از حیث مضمون و معنی جالب توجه است. غزلیاتی از ایشان را تتمه سخن گردانده ، ارمغان می گردانیم.
غزلیات :
هر که اندر زندگانی عقل و نیروئی نداشت / مردنش به زآنکه دردش هیچ داروئی نداشت
عزت ار خواهی به همت کوش در دنیای کار / ماند ازین کاروان هر کس تکاپوئی نداشت
با اثرباش از هنر در این جهان زیرا که گل / همسر خار بیابان بود اگر بوئی نداشت
یأس را بیرون کن از دل با امید انباز باش / نیست دردی اندراین عالم که داروئی نداشت
عدل را بنیاد کن ایخواجه کاین چرخ بلند / پست میشد گر میان خود ترازوئی نداشت
چون تهی مغزان به هر محفل مکن اظهار فضل / طبل را گر مغز می بودی هیاهوئی نداشت
زنده تنها زیستن با عمر بازی کردن است / شاخ بی بر آنکه مهروئی به مشکوئی نداشت
آنقدر دانش جفا دید از پریرویان که گفت / خوش بحال آنکه دل پیش پریروئی نداشت
***
چرخ کج رفتار را با اهل دل نیرنگهاست / از غبار رنج بر آئینه دل زنگهاست
در همه عالم بجز نام از وفا باقی نماند / آنچه ما دیدیم تنها ضبط در فرهنگهاست
سرّ حق را هر کسی جائی گمانی میبرد / اهل معنی را در این معنی بصورت جنگهاست
از ازل ما رو به حق رفتیم و زاهد رو به خلق / تا ابد اندر میان او و ما فرسنگهاست
دام زهد از راه ما بر چین که ما دانسته ایم / زیر آن بسیار افسون ها بسی نیرنگهاست
عاشقان را کی توان سنجید با اهل مجاز / اهل معنی را ازین صورت پرستی ننگهاست
دانش از سوز درون دارد نوائی هر مقام / عندلیبان را ز شور گل بسی نیرنگهاست
***
تو را که مصر جمال است زیر نقش نگینی / چه غم که کور شد از گریه پیر گوشه نشینی
کس از دو چشم تو جانی به سلامت نمیبرد / که هر کدام کمانی گرفته اند و کمینی
هزار جان گرامی فدای تربت پاکی / که داغ باطله زد شیخ را به مهر جبینی
به درد هجر میازار بیش ازین دل دانش / که هست از پس امروز روز بازپسینی