عشق من، خاطره ی عشق من از یاد مبر / دکتر خسرو فرشید ورد
عشق من، خاطره ی عشق من از یاد مبر
یادم، ای لاله ی شعرو سخن از یاد مبر
آن گل یاس سپیدی که به دستم دادی
ای گل یاس سپید چمن، از یاد مبر
چون ببوسد لب مهتاب گل روی تو را
بوسه ام ای گل مهتاب تن، از یاد مبر
چون پر نرم نسیمی بنوازت رویت
نغمه ی نرم غزلهای من، از یاد مبر
اولین غنچه ی عشق تو به من خندان شد
اولین عشق خود ای سیمتن از یاد مبر
یاد باد آنکه مرا یار عزیزت خواندی
یاد این یار عزیز کهن، از یاد مبر
از غمت سوخته ام، با ستمت ساخته ام
این همه سوختن و ساختن، از یاد مبر
عالم و هر چه در او هست، ببر از یادت
لیک، دل دادن و عاشق شدن، از یاد مبر
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ ساعت 13:17 توسط مهـــدی
|