در آداب رفتار با این و آن!
انسان ها را به سه دسته تقسیم کرده ام :
دسته اول آنهایی هستند که به معنای واقعی عطر آدمیت شان شامه انسان را مینوازد، انسان های ذی شرافت و بلندنظری که به نوعی کمال معنوی از حیث اخلاق و مرام و معرفت و انسانیت دست یافته اند، همیشه قابل احترامند و قابل اعتنا، برای ایشان هر چه از دستت بر آمد باید به انجام برسانی که استحقاق لطف و محبت را بسیار دارند همانگونه اگر تو را روزی درماندگی و گرفتاری پیش آید، هم اینان هستند که هر چه از دستشان بر آید دریغ نکرده، هر چه دارند از دل پرمایه خویش برای تو در طبق اخلاص می نهند ، کسانی که از برادر نابرادر نسبت به آدمی ، برادرتر و نزدیک ترند هر چند ممکن است عضوی از اعضای خانواده و بستگان تو نباشند و رابطه خونی با تو نداشته باشند اما لذت دوستی با اینان قیمت پذیر نیست و به هر ترفندی می بایست که دوستی با ایشان حفظ گردد. به تجربت دریافته ام که همه آدمیان را عشق یکسان نباید بذل کرد چرا که همه آدمیان با هم مساوی نیستند با برخی به اقتضای خوب بودنشان بایستی نیکو رفتار کرد و برخی را هر چند که گاهی به تو بدی بکنند تو باید خوبی بورزی و دیگر گروهی نیز هستند که لطف و احترام تو را هرگز شایسته نیستند و هر چه کنی بی هوده کرده ای و خود را در پیشگاه ایشان حقیر.
دسته دوم آن کسانند که در کنار خوبیها و کارهای نیکی که در حق همنوعان خویش صورت می دهند، ممکن است گهگاه بیشتر بجهت جهل شان در حق دوستان و متعلقان و اقارب خویش بدی از ایشان سر بزند، بدی اینگونه آدمیان را به پای کارهای نیک شان باید بخشود که اگر چه گاهاً ضرری از ایشان بر تو برسد، اما نفعی هم در ایشان مستتر است که بوقتش از آن منتقع خواهی شد، هیچ کس کامل نیست و کس را بخاطر اشتباهی نباید ملامت کرد که انسان ها همگی از اشتباه ناگزیرند. نباید عجولانه طرد اینان بکنی چرا که ممکن است فردا روزی کارت به ایشان بیفتد و کارگشای تو باشند. پس رشته توازن نگه دار و به یک بدی ایشان تندی مکن و تماماً قطع رشته الفت مکن که اگر چنین کردی ندامت بعدها از پس رفتارت ظاهر گردد.
اما سوم دسته ای هم هستند که ناسپاسند و بی منظور و معرفت ستیز، هر چه در حقشان خوبی بکنی یک خدمت از هزار خدمت تو را شاکر نیستند و به مشکلی چون در آیی تو را یکه و تنها واگذارندت و بقول قدما نمک بخورند و نمکدان بشکنند. هر چه خوبی شان بکنی، خوبی تو را به پای لطف و مرحمت تو نگذارند و حمل بر وظیفه تو در حق خویشتن بکنند. شرافت آدمی اقتضا می کند از این جرگه آدمیان حدالامکان بر حذر باشد. ترحم را هرگز نشایند که اگر خدمت شان کردی، بدان که از مناعت طبعت کاسته ای و بر حقارت خویش افزوده ای...!