شاهراه دل / غزل : کاتبی ترشیزی نیشابوری
بیا که عمر چو باد بهار می گذرد / به کار باش که هنگام کار می گذرد
تو غافلی و شفق خون دیده می بارد / که روز می رود و روزگار می گذرد
ز چشم اهل نظر کسب کن حیات ابد / که آب خضر درین جویبار می گذرد
هزار صید نشاطست در کمینگه عمر / مرو بخواب که چندین شکار می گذرد
تفرج ار طلبی شاهراه دل مگذار / که شهریار ازین رهگذار می گذرد
مرا قد چون کمان زیر خاک رفت و هنوز / خدنگ آه ز سنگ مزار می گذرد
ز جان کاتبی ار تیر غم گذشت ، گذشت / در این دیار از این بی شمار میگذرد
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:12 توسط مهـــدی
|