محمدعلی (عبرت) نائینی
محمدعلی نائینی متخلص به « عبرت » در سال 1285 در اصفهان تولد یافته ، پس از رسیدن به حدّ رشد و تمیز به تحصیل مقدمات فارسی و صرف و نحو و معانی بیان همت گمارده و پس از تکمیل تحصیلات به خدمت بسیاری از مشایخ و پیروان فرقه صوفیه رسیده است. «عبرت» هیچگاه پیرامون خدمات دولتی نگشته، دارای صفای ضمیر و حسن اخلاق و در بی طمعی و بلندهمتی درخور آفرین است. دیوان وی بالغ بر بیست هزار بیت می شود. نمونه ای از اشعار زیبای نامبرده به محضر پاک نهاد علاقمندان ادب و فرهنگ ارمغان می شود.
***
گرفت ز رخ یار و خودنمائی کرد / نمود چهره و آهنگ دلربائی کرد
من آن زمان ز دل و دین نظر فرو بستم / که جلوه آن صنم از بهر خودنمائی کرد
چه گویمت که چها کرد با من درویش / ببرد دین و دل ، آنگه ز من جدائی کرد
جفا و جور از او دیدم و وفا کردم / وفا و مهر ز من دید و بیوفائی کرد
گسست از من و بربست عهد با اغیار / ز من برید و به بیگانه آشنائی کرد
به سر هوای پریدن نداشت طایر دل / هوای دانه ی خال تواش هوائی کرد
مباد هرگزش آزادی از کمند بلا / دل ار ز دام تو اندیشه رهائی کرد
گذشت آنکه در آفاق پارسائی بود / که ترک چشم تو یغمای پارسائی کرد
هزار مرتبه بدتر ز دشمن است آندوست / که ترک دوست به هنگام بینوائی کرد
مرا اگر که نمیخواست دوست خانه خراب / چرا به کوی خرابات رهنمائی کرد
نصیحتی کنمت گوشدار و دوری کن / از آنکه عیب کسان گفت و خودستائی کرد
مقام لاف زدن نیست از غزل کس را / در آن مقام که عبرت غزل سرائی کرد
***
نه به رحمت کنی به ما نظری / نه بجوئی ز حال دل خبری
نیست نقضی جز این کمال ترا / که نداری به عاشقان نظری
از تو ای نخل آرزو ما را / نیست جز محنت و بلا ثمری
تا چه رخ داده کاینچنین با مات / نیست ای پادشاه حسن سری
خاک راهت شدیم و باز از ناز / بر سر ما نمی کنی گذری
به دعا من نخواهمت ز خدای / که نمانده ست در دعا اثری
دل سختت به سیم نرم کنم / سهل باشد زیان مختصری
در خور التفات نیست کسی / کز تو کرد التفات با دگری
عشق در ملک حسن گشت و نیافت / از تو ای خوبروی خوبتری