میرزا موسی ملقب به معظم السلطنه و متخلص به دولت در تهران تولد یافته است. پدر ایشان از ادبای عصر ناصرالدین شاه قاجار و در فن تاریخ دارای تألیفاتی بوده که به طبع نرسیده. معظم السلطنه از جمله مشروطه طلبان و آزادیخواهانی است که گرفتار شکنجه لیاخوف ژنرال روسی و زنجیر و عذاب جلادان باغ شاه شده و در بمباردمان مجلس شورای اسلامی و مهاجمات مستبدین از مدافعین بوده و در این جریانات جراحاتی هم یافته بود.دولت طبعی سرشار دارد و غزلیات شیوای او بیشتر در روزنامه "ستاره جهان" آنزمان درج می شد. نمونه ای از ابیات برگزیده ایشان در پی می آید.

***

بقتل بی گنهان ابرویت قیام کند / خدا بداد برسد گر که قتل عام کند

مگر ز زلف سیاهت سیه دلی آموخت / که خواست بروز خلایق سیه چو شام کند

بغیر مردم چشم تو کس نخواهد ماند / اگر که شیوه عاشق کشی دوام کند

مرا بجز دل محزون و چشم پر خون نیست / فلک مدامم ازین شیشه می بجام کند

بکامرانی خود جاودان نخواهد ماند / کسی که تکیه به مال و زر و مقام کند

و یا برای هوس رانی و منافع خویش / پی تمامی ما سعی و اهتمام کند

مباد زنده وزیری که از دنائت طبع / چو شام تیره سیه روز خاص و عام کند

مگر که باده بود وقف زآنکه مفتی شهر / بخود حلال و بدیگر کسان حرام کند

خدایرا چه شود گر بجرعه می ساقی / مرا ز غم آزاد و شادکام کند 

*** 

نخواهد رفت آب ما و شیخ شهر در یک جو / که حرف شیخ و ما چون قصه سنگ و سبو باشد

نمازی گر کند شیخ ریایی کی اثر بخشد / چو از خونابه چشم یتیمانش وضو باشد.