هر چه دیدیم و هر چه می بینیم / خوب و بد ، خیر و شر ، خراب ، آباد

همه ز اعمال خود بباید دید / نسبتش را به کس نباید داد

هیچکس در حدود فکر کسی / تا کنون بی سبب قدم ننهاد

ما که لعنت به ذات غیر کنیم / لعنت اوّل به ذات خودمان ماد

خوش سروده است حضرت سعدی / تا ابد روح پر فتوحش شاد

« همه از دست غیر می نالند / سعدی از دست خویشتن فریاد»

گر تو را فکر مستقلی بود / بودی از قید بندگی آزاد

می نمودی تهی دلیرانه / شانه از زیر بار استبداد

از بدن روح غیر می راندی / می شدی از نو آدمی نوزاد

گر نه ای مرده ، دیدگان وا کن

ملل زنده را تماشا کن