درس محبت
آه ای دل غمگین ، که به این روز فکندت؟
فریاد که از یاد برفت آن همه پندت
ای مرغک سرگشته ، کدامین هوس آموز
بی بال و پرت دید و چنین بست به بندت؟
ای آهوی تنهای گریزان پریشان
خون می چکد از حلقه پیمان کمندت
ای جام به هم ریخته ، صد بار نگفتم
با سنگدلان یار مشو ، می شکنندت؟
آه ، ای دل آزرده ، در این هستی کوتاه
آتش به سرم می رود از آه بلندت
جان در صدف شعر ، گهر کردی و گفتی
صاحبنظرانند ، پشیزی بخرندت
ارزان تر از هیچ گرفتند و گذشتند
امروز ندانم که فروشند به چندت؟
جان دادی و درسی به جهان یاد گرفتی
ارزان تر از این درس محبت ندهندت!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:6 توسط مهـــدی
|